محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
67
آثار عجم ( فارسى )
جالينوس [ Galenos ] ( 8 ) معرّب گالينوس است . از حكماى يونان بوده و از اهل ماكادونيه . بعضى مولدش را بلدهء فرغانه « 1 » دانند . گويند در صغر سن ، بسيارى از علوم را كامل داشته ؛ پس از آن ، از ماكادونيه به روميّة الكبرى « 2 » رفته ، چندى اقامت گزيده ؛ بعد در مصر و اسكندريه « 3 » ساكن و به تحصيل حكمت مشغول شده ؛ تا از مشاهير حكما گشته ؛ در فن طب نيز مرجع اهل زمان خود بوده ؛ چنان كه او را خاتم الاطبّاء ناميدهاند و قريب 400 جلد كتاب در علم طب تأليف نموده كه اسامى همهء آنها در تواريخ مسطور است و در مداواى اشياء ، تا تجربه نمىنموده ، تجويز نمىكرده ؛ بالجمله ، گويد او را از جمله فلاسفه نشمردهاند ؛ فقط طبيبش خوانند و در اينكه مشهور است كه ماوراى طبيعت « 4 » ، به عالمى معتقد نبوده ، خيلى مقام حيرت است : اللّهم الّا ان افترى فى حقّه ما يقال فى حقّه « 5 » . مولوى در مثنوى اشاره به اين مطلب فرموده : آنچنان كه گفت جالينوس راد * از هواى اين جهان و از مراد راضيم كز من بماند نيم جان * كه ز كون استرى بينم جهان گُربه مىبيند به گرد خود قطار * مرغش آيس « 6 » گشته بوده است از مطار « 7 » يا عدم ديده است غير اين جهان * در عدم ناديده او حشرى نهان چون جنين « 8 » كش مىكَشَد بيرون كَرَم * مىگريزد او سپس سوى شكم [ 30 f ] لطف ، رويش سوى مَصدَر « 9 » مىكند * او مقر در پشت مادر مىكند
--> ( 1 ) . به فتح اول ، نام شهرى است از بلاد ماوراء النّهر به تركستان . ( 2 ) . همان روم است . ( 3 ) . از ممالك مصر است . ( 4 ) . مراد عالم الهى است . ( 5 ) . كلمهء اللّهم در اين مقام قصد استثناى امر نادر مستبعد است . در كتب علميه ، براى اين معنى بسيار آوردهاند . قول فقير مؤلف در اينجا استعانت به خداى تعالى است در اينكه جالينوس را طبيبى ندانند ، بسا كه آنچه را در حق او گويند ، افترى باشد . ( 6 ) . نااميد است و اين صحيح است نه مأيوس . ( 7 ) . به فتح ، به معنى پريدن است . ( 8 ) . طفل در رحم را گويند . ( 9 ) . اينجا جاى بيرون آمدن مراد است .